سوداسودا، تا این لحظه: 14 سال و 1 ماه و 15 روز سن داره

eshgham,sevda

عقیقه کردن سودا جون در مورخ 93/04/20

سلام عزیز دل مامان از ابتدای هفته گذشته درگیر این بودیم که برای شما گوسفندی رو عقیقه کنیم، همه هماهنگی ها برای جمعه افطار انجام شد و خدا رو مهمونی خوبی هم بود. چند تا عکس قشنگ برات گرفتم که در ادامه برات می زارم. لباس قشنگ تنتو مامان زری جون پارسال برات از کرج خرید. دستشون درد نکنه خیلی ناز شده بودی.       سودا و تسنیم جون     دخمل مامان با عروسک محبوبش.     یاسینا جون.     گرفتن یک عکس سه نفره خوب خیلی سخته.     دخمل ناز خودمی ها.               &...
21 تير 1393

مهد سودا جون

سلام عشق مامان شما چند روز تو مهد بیشتر دوام نیاوردی با اینکه اونجا کلی بازی و سرگرمی داشت ولی شما ترجیح دادی پیش مامانی بمونی و با حسن و کیف مامانی بازی کنی. تصمیم گرفتیم چند ماه تابستان رو پیش مامانی اینا تو باغ بمونیم و دوباره برای مهر ماه ببریمت مهد کودک. امیدوارم اون موقع دیگه اذیت نکنی. عزیزم این چند وقت خیلی مامان درگیر بوده و اصلا فرصت نکردم که از شما عکس بگیرم دخمل نازم.
10 تير 1393

نگهداری از سودا جون

سلام عزیز دل مامان. مامانی جون می خواد بره باغ و من چند هفته ای هست که دنبال پرستار می گشتم. بالاخره دیروز مرخصی گرفتم و تمام مهدهای اطراف خونه رو رفتم متاسفانه هیچ کدوم از مهد را نپسندیدم. با مامانی باشگاه کودک و آینده تو فلسطین رفتیم. هم مکانش خوب بود و هم آموزش کنار نگهداریش داشتند. ولی از دو سال به بالا قبول می کردند با کلی صحبت و اینکه برای ساعتهای آب بازی من یا مامانی بریم، شما رو ثبت نام کردند و از امروز شما با مامانی رفتین مهد. تو این مدت یکسال خیلی مامانی جون رو اذیت کردیم و از همین جا از مامانی جون تشکر خیلی خیلی زیاد می کنم. مامان تمام سعیشو کرد که بهترین جا رو برات انتخاب کنه عزیز دلم . امیدوارم که اونجا راحت باشی و ساعت...
4 تير 1393
1
niniweblog
تمامی حقوق این صفحه محفوظ و متعلق به eshgham,sevda می باشد